فريد الدين العطار النيسابوري

230

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

هر كه را يك ذرّه همّت داد دست * كرد او خورشيد را زان ذرّه پست نطفهء ملكِ جهانها همّت است * پرّ و بالِ مرغِ جانها همّت است . الحكاية و التمثيل گفت يوسف را چو مىبفروختند * مصريان از شوقِ او مىسوختند چون خريداران بسى بر خاستند * پنج ره همسنگ مشكش خواستند زان زنى پيرى به خون آغشته بود * ريسمانى چند در هم رشته بود در ميانِ جمع آمد در خروش * گفت « اى دلّالِ كنعانى فروش